تبليغاتX
فرا سوتی!
آره دیگه اولاش رو مستوره گفت!

من به ش گفتم اگه مدرسه بگن ۹ بیاین بابای مستوره ساعت کاریشون میشه ۱۱ بازم این بشر دیر میاد!

ما بچه تجربیا جلو در مدرسه حلقه زده بودیم و کم کم حلقه بزرگتر می شد و همه بوس و جیغ و این قرتی بازیا دیگه!

که یه دفعه من ش رو دیدم جیغ زدم سلام کردم دیگه نفهمیدم چی شد! آره دیگه پرید روم

دست کردم تو موهاش گفتم موهات مبارک گفت تفلدت مبارک!!(این تیکه جریان داشت حالا بی خیال)

من و م داشتیم صف رو جیم می زدیم از راهرو طبقه ۱ که خواستیم بریم همه معاونا با هم یک جا ایستاده بودن ما هم رومون رو برگردوندیم رفتیم بالا!

از شانس ما این معاونمون خ.س مارو دید و بوسمون کرد که خر شیم(با عرض معذرت)وامسال رو بگذاریم نفس راحت بکشه!!!!!

زنگ اول فیزیک داشتیم.یه جوری معرفی کرد هیچکس اسمشو نفهمید! من می گفتم ق داشت یکی می گفت پور داشت ...خلاصه تو این چیزا گیر کرده بودیم که خ.س معاون اومد!!!!

گفت بچه ها امسال موبایل ممنوعه نیارید!یعنی نه که نیارید خب شما که گوش نمی دید میارید اما یه کاری کنید ما نبینیم!

زنگ تفریخ اولی از سر و کولمون بالا می رفت!همه شونم هیکل و هیبت!!!!!!

زنگ بعدشم که شیمی داشتیم معلمه داشت برا غیبت و اینا می گفت می گفت پارسال جیمیا زیاد بودن اما من کنترل می کنم و اینا!

۲جلسه می شه غیبت کنید!فقططططططططططططططططططط!!!!!!!!(با یه حالت چشم که دیگه......)

همه دیگه حالتای خاص در نظر می گرفتن! اونم لجی شده بود

ی گقت اگه ۲جلسه شد یه روز چند تا محسوب میشه؟

من گفتم اگه ساعتا تقسیم شد با ما نیم جلسه حساب کنید آخرش ما راضی شمام راضی

گفت اگه اینجور باشه کلاس نیاید یا دعوا می کنم یا...

م گفت آخ جون دعوا!!! اونم شنید گفت حالا می بینید !کلی هم عصبی شد.

 

خونه هم که داشتیم میومدیم ترافیک زیاد بود همه همچین هل میدادن!!!!!

جسد من و مستوره رو امواج پرت کردن اون سر کوچه!

همین دیگه!

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط شورا |